دلم گرفته … هر چی تو این اسمون لامصب نیگا میکنم هیچ کاغذ بادی رو نمیبینم ! اقا اونموقع ها تابستون که میشد شور و شری داشتیم ! کاغذ گراف و لوخ و سرشک میخریدیم کاغذ باد درست میکردیم … کاغذ باد مشهدی …تهرونی …. بی دنباله … گوشواره دار ! عصری که میشد میرفتیم رو پشت بوم کاغذ باد هوا کردن … یه نیگا به اسمون میکردی میدیدی بیست تا کاغذ باد تو اسمونه !
غروب که میشد با یه قوطی خالی لامپ و زرورق و شمع ؛ فانوس درست میکردیم میبستیم به نخ کاغذ باد میرفت بالا ! گاهی نخ کاغذ باد رو میبستیم به یه چیزی و میرفتیم عصرونه که گوشت کوبیده مونده از ظهر یا نون پنیر سبزی بود میخوردیم و باز میومدیم بالا !
بعضی روزا هم میرفتیم تو خیابون الک دولک یا هفت سنگ بازی میکردیم ! هرررررو بازی میکردیم ! تسمه کشی ! گاو گذر پندیل ! خر سست پالون سست ! قایم موشک ! گل کوچیک ! توشله بازی ! ارده بازی ! کجا رفت اون روزا … کجا رفتن اون بچه ها ! دیگه صدای جیغ و خنده هاشون نمیاد ! نکنه تو این هیاهوی تکنولوژی و سیاست لعنتی گم شده باشه اونهمه شادی کودکانه !
به بچه های حالا که نگاه میکنم حالم گرفته میشه ! اونا نه به کاغذ باد فکر میکنن نه به بازی هفت سنگ و خانه جن ! پسره میبینی هنوز شاشش کف نکرده موهاشو ژل میزنه گوشی فلان تو جیبش میذاره و فیلم هایی بلوتوث میکنه که سرت سوت میکشه ! پیامک هایی میفرسته که اب میشی از خجالت وقتی میخونی ! تو گیم نت و کوفت نت و درد نت بازی هایی میکنه که رو اعصابش اثر میذاره ! اون صفای کودکی مُرد …. بخدا مُرد …. فاتحه !
دلم گرفته … دیگه بوی نون نمیاد ! بخدا نون داغ رو میگیری جلوی دماغت بوی ترشیدگی میده ! اقا یه نون بربری یا سنگک میگرفتی بوش مستت میکرد ! تا خونه نرسیده میدیدی نصف نون رو خالی خالی خوردی حالیت نشده ! دوروز نون توی سفره میموند فتیر نمیشد ! عین دمبه بود ! کجا رفت اینهمه برکت ؟ مُرد … بخدا مُرد …!
مادر ابگوشت بار میذاشت عطرش توی حیاط میپیچید ! اونم تو هرکاره سنگی ( دیزی سنگی ) ! ظهر که میشد نون های بیات سفره مال تریت کردن توی ابگوشت بود و اگه نون تازه تریت میکردی چش غره میرفتن بهت ! بابا گوشتارو میریخت تو کاسه مسی و با گوشکوب چوبی میکوبید ! یه مشت میزد روی پیاز که پیاز نرم میشد و ما میگفتیم ماشالله بابا ! اما الان چی … در قابلمه رو باز میکنی سرت رو میگیری توش بازم بوی ابگوشت نمیده ! دِ لامصبا کجا رفت اونهمه نعمت …؟ …. فاتحه !
دلم بدجوری گرفته … ! دلم میخواد برم لوخ و گراف و سرشک بخرم … نخند لعنتی … نخند ! دلم میخواد بشینم تو حیاط … بغل حوض که دورش پره از گلدونای شعمدونی کاغذ باد درست کنم ! دلم میخواد یه باد بیاد …. یه باد خوب ! خدایا کی باد میاد پس …. کی ؟
مسعود مشهدی
گاهی دلم به درد میاد تو این شهر لعنتی ! شهری که دوستش دارم اما خیلی چیزاش عذابم میده ! سر ظهر بود که صد متر جلوتر از من دختری داشت توی پیاده رو میرفت و دوچرخه سواری تند از بغلش گذشت و با دست به پشت باسنش زد ؛ طوری که دختر جیغی کشید و افتاد ! با عجله دویدم و دوچرخه سوار فرار کرد …! دختر بد جوری ترسیده و بغض کرده بود ! زود خودش رو جمع و جور کرد ! چهره اش طوری بود که احساس کردم نباید برم جلو … فقط بهش گفتم نترسه با فاصله میام تا خونشون تا سر و کله دوچرخه سواره دوباره پیدا نشه !
چند روز پیش هم پنج راه سناباد دوتا دختر که ظاهرا خسته شده بودند روی پله های یه ساختمون نشستند … به فاصله دو دقیقه چند تا موتوری و دوچرخه و ماشین دورشون رو گرفتند و هی اونا رو دعوت به سوار شدن میکردن !
خیلی از قسمت های شهر اگه خانمی ارایش کرده و کنار خیابون منتظر تاکسی باشه یا گوشه از پیاده رو ایستاده باشه یه عده فکر میکنند خبریه …! اگه این خانم منتظره حتما میتونه منتظر اونها هم باشه ! زود دلشون رو صابون میزنن و زرتی هر کدوم بنوعی دعوت به همراهی میکنن !
میتونم در خدمتتون باشم / میتونم برسونمتون / افتخار میدید / ابجی بیا بالا برم صِفا / خانه خالی هست در خِذمتِ بشم ابجی / قفل در عقب خرابه جلو سوار شین لطفا / ای ول دری حضرت عباسی … بیا بالا عشقی / اوف …جان …. قربونت بُرم / جیگرته بخورم جیگر طلا / نِنَمِه برفِستُم خاستگاری / بیا برم عشق و حال همه جوره در خِذمَتِم … / اوف …اوف … اوف …./
و متاسفانه این صحنه ها هر روزه در گوشه کنار شهر مشاهده میشه و خانمها معذب از این مزاحمت های جورواجور ! توی تاکسی هم اگه بغل یه خانوم میشینن حتما باید خودشون رو وابدن تا پاشون بخوره به پای اون خانوم ! اخه چُسماره گیرَم پاتَم زدی به پای اون خانوم بعد چی ؟ حمومی میشی دیگه ؟ اینا فقط بلدن برای خواهر مادر خودشون غیرتی بشن و رگ گردنشون بزنه بالا ! اخه گوزا … فک کنین اونا هم خواهر و مادره خودتونن ! نمیتونین ….؟
مسعود مشهدی
جدا بعضی از ماها چجور مسلمونایی هستیم! نماز که میخونیم به هزار تا چیزفکر میکنیم الا به نماز و اینکه چی داریم میگیم تو نماز! دیروز به یه بنده خدایی میگم این که میگی ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب الناریعنی چی ؟ عین خری که به نعلبندش نگاه میکنه زل زده تو چشمام میگه من چمیدونم یعنی چی! میگم اخه خره چند ساله نماز میخونی؟ میگه بیست سال! میگم تو این بیست سال اینهمه گفتی ربنا اتنا … ربنا اتنا … نخواستی بفهمی یعنی چی؟ میگه قرانه دیگه! قرانه …. ! مادر بزرگی داشتم خدا رحمتش کنه قران رو میذاشت جلوش و خودش رو تکون تکون میداد قران میخوندو حتی معنی یک ایه رو هم بلد نبود!
دین اسلام میگه دروغ نگو ؛ گرونفروشی نکن ؛ کم فروشی نکن ؛ دزدی نکن ؛ مال یتیم نخور ؛ یتیم ازاری نکن ؛ عرق نخور ؛و هزار تا چیز دیگه اما خیلی از مامسلمونا انگار کریم! دروغ میگیم … گرونفروشی میکنیم …کم فروشی میکنیم … هرزگی میکنیم … فحاشی میکنیم …اوف اوف میکنیم … یتیم داغ میکنیم … اونوخ پای منبر امام حسینم میریم تو سرمون میزنیم …شرشر اشک میریزیم! نیمه شعبان هی میگیم عجل علی ظهورک! اخه نادون هی میگی عجل علی …عجل علی … اگه مهدی بیاد که اول ما مسلمونای اینجوری رو خ…یه کش میکنه که!
اقا توی حرم میبینم طرف زیارت نامه یک دستشه و داره با چشمای اشکبار زیارتنامه میخونه اونوخ با اون دست دیگش داره جیب بغلی رو میزنه! ای تف تو روت بیاد با اون زیارتنامه خوندنت! همسایه روبرومون یه سیده که تا صدای اذون میاد شال سبزش رو میندازه دور گردنش به کسبه میگه عجلو بالصلاه …عجلو بالصلاه … حاجی نماز …حاجی نماز ! صف اول نماز جماعت هم وایمیسته بعد از نماز هم تقبل الله میگه به پهلوییش! اونوخ شاگرد همین ادم براش ک…کشی میکنه خانوم میاره طبقه بالا! ای بزنه به کمرت اون نماز سید! خودشم نزول خورو چک نقد کنه!
اقا جان من امامزاده نیستم اما میگم هر گهی میخواین بخورین زیر لوای دین نخورین بی زحمت! برین اونورتر ….اونورتر….!
مسعود مشهدی
خدا ما اخرش نفهمیدیم تو رحمان و رحیمی یا بی رحم و بخیل … به اسم تو ادم میکشند و الله و اکبر میگن! سر میبرند و قران تلاوت میکنند! اقا تکلیف ما رو روشن کن این جند الله ارتش شماست یانه! اگه هست که ما تکلیف خودمون رو بدونیم اگرم نیست به داد این گروگان ها برس! اخدا سر نماز همیشه میگیم بسم الله الرحمان الرحیم … به نام خداوند بخشنده و مهربان! خدا اگه هستی … اگه میشنوی … یه بلایی نازل کن! زیر لوای اسمت خنجر به گلوی سرباز ها میگزارن … گلوله بارون میکنن! اعدام میکنن!
امروز سری زدم به وبلاگ جند الله! اعلام کردن دوتای دیگه از سرباز ها رو امروز کشتن و سه نفر دیگه رو هم به گروگان گرفتن که بعد از بازجویی و محاکمه اعدام خواهند کرد! اخه وقتی حکم اعدام رو بریدید دیگه محاکمه یعنی چی لعنتی ها! اینجوری ندیده بودم دیگه که به گروگان بگن تو رو بازجویی و محاکمه میکنیم بعدش هم اعدام!
اخدا یه بلایی نازل کن تا همه اونایی که به اسم تو ادم میکشن نابود بشن! اخدا اگه طوفان نوح کار تو بوده! اگه به قوم لوط تو عذاب فرستادی! اگه ابابیل رو تو فرستادی به جنگ سپاه ابرهه بازم میتونی یه کارایی بکنی! سعی خودتو بکن خدا جون …چرا اینقدر از ماها دور شدی! چرا صدای ناله مادر ها رو نمیفهمی … چرا اشک چشم دخترکان یتیم رو نمیبینی ؟دِچی بگم دیگه که کفر نباشه … چی بگم که حق رو ادا کرده باشم؟ اخدا هی میگی عذاب الیم عذاب الیم نازل کن خوب … یه تکونی به خودت بده تا بفهمیم اون بالا خدایی هم هست! خیلی از ماها یادمون رفته از تو … خیلی ها هم رو برگردوندن! خدایا رحمتت رو نمیخوام! خدایا نعمتت رو نمیخوام! گرچه همه نعمت هات به زوال اومده! اخدا عذاب میخوام … عذاب! اونم برای همه کسایی که کمر به قتل و اعدام ادما بستن …!
……………………………………………………………………………………………..
میدونم عین این پیرزنا شدم … میدونم دارم اب تو هاون میکوبم! اما چهره این سرباز گروگان گرفته شده رو که میبینم حالم گرفته میشه ! جوان ناکام … شهید …. شهید… شهید … شهید … بس نیست دیگه … بس نیست! تا کی باید جوان ناکام و شهید داشته باشیم؟ اینا دلشون حجله دامادی میخواست … زندگی میخواست … هی میکشند … هی میکشید .. تا کی ؟ تا کی ؟
مسعود مشهدی
من که اون دوران و ندیدم ولی وقتی این کلیپ و دیدم یه جوری شدم انگار که این جشن
همین الان داره بر گذار میشه خلاصه خیلی حال کردم
حجم کلیپ دو و پنجاه مگابایت
راه میفتم به طرف فلکه راهنمایی … سر سه راه فلسطین پهلوی دکه روزنامه فروشی پنج شیش تا جوون نشستن دارن سیگاری بار میزنن! نه ترسی؛ نه واهمه ای؛ غش غش میخندن و تند تند توتون های سیگار رو خالی میکنن کف دستشون! یکیشون یه تکه حشیش در میاره زیرش اتیش میگیره با توتون ها قاطی میکنه! چشمش به من که میفته میگه: بفرما عِشقی …بفرما! انگار نه انگار که ماهه رمضونه! نه بوی شله زرد میاد نه بوی گلاب و نه بوی خدا …فقط بوی سیگار و حشیش! خدا هم رفته از این دیار انگار!
میرم طرف انتهای سناباد تا نون بگیرم … نون که گرفتم پیاده راه میفتم طرف خونه… جلوتر از من یه پراید میزنه کنار و خانمی با ناراحتی پیاده میشه و برمیگرده به راننده میگه کثافت! خدایا چه دلگیره این خیابونا … چه سوت و کوره این شهر!
نزدیک خونه که رسیدم از اونطرف خیابون صدای جیغ زنی رو شنیدم! مردی که باهاش بود زد توی گوشش… سریع میرم اونطرف! مرده گفت برو پی کارت اقا! زنمه … دعوای خانوادگیه! میگم خجالت نمیکشی سر اذون … زن هق هق میکنه! نون ها رو میذارم روی پله یه مغازه!بهش میگم زنگ میزنم پلیس ۱۱۰ و گوشی تلفنم رو در میارم! میگه هر گهی مِخی بُخوری بُخور! دست زن رو میکشه و میبره! از زنگ زدن منصرف میشم… زن با اکراه مویه میکنه و دنبال مردش میره! دلم میخواست میکشتمش این مرتیکه نامرد رو!
میرم خونه … دخترم موهاش رو دمبه موشی کرده میاد جلو سلام میکنه میگه: نیگا بابا چی خوشگل شدم! بهش توجه نمیکنم .. هنوز تو فکر اون زنم! دخترم میگه چه بابای بی حال بد اخلاقی و میره تو اتاقش … یه دفه یادم میاد که نون ها رو از روی پله مغازه بر نداشتم… سریع میرم بیرون … صدای اذون میاد! از خیابون که رد شدم دیدم پیرمردی خم شد و نون ها رو برداشت … خواستم بگم اون نون ها مال منه اما نگفتم! پیرمرد نونها رو بوسید و زیر بغلش گرفت تند تند رفت!
نویسنده: مسعود مشهدی
اینروزا هر گوشه شهر رو که میبینی صندوق هایی گذاشتن برای جمع اوری کمکهای مردمی و دونفر هم متصدی داره که مگس میپرونن! یه ظرف شیشه ای گذاشتن و چند تا اسکناس مچاله هم توی اون اما دریغ از کمک مردم! اسمش رو هم گذاشتن جشن عاطفه ها اما بیشتر به مرگ عاطفه ها شبیهه تا جشن عاطفه ها…اقا جان ما خیلی هامون مستحقیم از کی کمک میخواین شما؟
چند روز دیگه هم باز خیابونها پر میشه از صندوق های فطریه و کفاره…اقا این مردم وضعشون خوب نیست! دارن با سیلی صورتشون رو سرخ نگه میدارن… اگه این مسئولین شهامت داشته باشن و خط فقر رو اعلام کنن اونوخ فطریه و کفاره به خودمون حلال میشه که!
اهای همه اونایی که برای یک شیر ۲۵۰ تومنی التماس میکنید… همه اونایی که برای اجاره خونه لنگ میزنید… همه اونایی که نمیتونید در سال یه هفته زن و بچه رو ببرید مسافرت بگردونید شماها همتون فقیر هستید …منم فقیر هستم! ببخشید اینجوری گفتم اما دلم پره … نفسمون بند اومد از اینکه صب تا شب میدویم تا خرجمون به برجمون برسه! اونوخ اون اقا میگه ما فقیر نداریم…این اسمش قناعته! لعنت به اون قناعتی که باید از دهن زن و بچه ات بزنی! شماهایی که اون بالا هستین از فقر هیچی نمیفهمین! باید سر ماه سیصد هزار تومن بهتون بدن بگن تا اخر ماه زندگیتو راه ببر … اونوخ ببینم چه غلطی میکنین! هر روز میگیم دریغ از دیروز …دریغ از دیروز! اونوخ به همین راحتی اعلام میکنن ۳۵ میلیارد دلار گم شده ای وای برما ….وای!
نویسنده: مسعود مشهدی
کلیپ تبدیل شدن عروسی به عزا(حتما دانلود کن)
کشته شدن داماد بطور اتفاقی توسط پدر عروس
تفنگ رو میخواست بگیره طرف بالا که تیــر بــــه سر داماد برخورد میکنه!
اصلا چه میشه گفـــت شاید از سر لج زده
این کلیپی که براتون میذارم توسط داداشم حدود 2 ماه پیش در منطقه قصر شیرین فیلمبرداری شده که یک کادر ارتشی روی مین رفته و دو تا پاهاش له شده!
هر کی رفت سربازی هوای خودشو داشته باشه که این عواقب رو هم داره!
مجموعه نوحه های ویژه شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) از مداحان اهل بیت
حاج محمد طاهری
-=-=-=-=-=-=-=- آتش نشسته بر دل دخترت Download آسمان خون گریه کن کوفه شده دار العزا Download چشمها دوباره گریون، امشب می ری از این خونه Download حیف مولا مردم عالم ترا نشناختن Download خداحافظ غریب کوچه های کوفه Download خسته و مضطری در دل بستری Download
حاج محمود کریمی آسمون دلم تیره و تاره Download امان دل ای دل ای دل Download آمد ملاقات حضرت مولا حضرت زهرا پهلو شکسته Download باز نظر کن به این دلی که ناامیده Download پس از عمری شکیبایی شده اکنون تماشایی دل این زهرایی Download سکوت تلخ وقت دل بریدن Download سینه ها پر از درد رو شونه ها تابوت Download نفس آروم آروم کارم دیگه تموم Download نیمه شب وقت خواب بیمار Download یدالله، اسدالله، ولی الله Download
-=-=-=-=-=-=-=-
حاج احمد نیکبختیان
-=-=-=-=-=-=-=- دور شمع پیکرت گردیده ام خاکسترت Download شبها که نان و خرما بر دوش خود کشیدم Download منزل جبرئیل گرد بستر شده Download می خروشد زمین بی قرار آسمان Download نیمه شب تا سحر در کنار علی دل شکسته حسین Download
حاج حسین سیب سرخی
-=-=-=-=-=-=-=- اسدالله شیر زمان Download بابا جون نرو بمون کنارم Download شنیدم ناله پرسوز مادر خود زهرا را Download
حاج عبدالرضا هلالی اهل زمین محو جمال او شدن Download بچه ها بیاین کنارم وقت رفتن رسیده Download علی امیرالمومنین دگر شده نقش زمین Download دنیا دنیا Download
-=-=-=-=-=-=-=-
کربلایی محمدحسین حدادیان الهی که بمیرم بی بابایی چه سخت Download توی عرش صدا زد نجف Download ذکر یه یا علی حلال مشکلم Download شب درد و غم بابا سر اومد Download شمع بی پروانه ام Download
مجموعه بسیار زیبای صوتی محرم شبها (مدیحه سرایی امیر مومنان علی ع) کاری از گروه ساقی کوثر
نام آهنگ دانلود Mehrabe Koofe Mola Nadarad Download Ya Ali Ya Ali Download Benal Ey Del Download Be Gushe Del Shenidam Nalehayat Download Alliyam Man Gharibam Download Monajate Hz Ali Download Shabe Ghadr Asto Daram Arezooha Download
والپیپرهای بسیار زیبا و دیدنی با عنوان Creative Work
ینک مستقیم سرور اول سرور دوم سرور سوم
ینک مستقیم سرور اول سرور دوم سرور سوم
لینک غیر مستقیم Deposit Files Rapidshare Megaupload
تا حالا فکر کردید که آلبرت انیشتین فیزیکدان معروف را چقدر می شناسید؟! نابغه گیج و پریشان خیالی که نظریه نسبیت عام و خاص را مطرح کرد و ثابت کرد.
آیا تا حالا میدونستید که آلبرت انیشتین هنگام تولدش دارای یک سر بزرگ بود تا حدی که مادرش فکر میکرد که اون ناقص الخلقه به دنیا اومده؟!آیا میدونستید که آلبرت قبل از اینکه ازدواج کنه دارای یک بچه مرموز! بود؟!
برای اینکه بخواهید حقایق مبهم بیشتری از زندگی آلبرت انیشتین را بدونید نوشتار زیر را بخونید:
1- آلبرت انیشتین یک کودک چاق با یک سر بزرگ بود.
موقعی که مادر آلبرت – Pauline Einstein- او را به دنیا آورد،سر او آنقدر بزرگ و بدشکل بود که مادرش فکر می کرد که او ناقص الخلقه به دنیا آمده است!
به دلیل اینکه پشت سر آلبرت خیلی بزرگ به نظر می رشید خانواده اش در ابتدا او را یک موجود شگفت آور تصور می کردند.به هر حال پزشک توانست خانواده آلبرت را متقاعد کند که مشکل خاصی نیست.البته نگرانی خانواده آلبرت بی دلیل هم نبود زیرا در هنگام تولد او موجودی شبیه یک هیولا بود؛هرچند با گذشت زمان سرش به وضعیت نرمال برگشت.
جالب است بدانید که موقعی که مادر بزرگ آلبرت او را برای اولین بار دید بصورت مدام زیر لب جمله"بیش از حد چاق است" را تکرار می کرد!
به هر حال بر خلاف تمام ترسها و اضطرابها آلبرت به حالت نرمال بزرگ شد به جز اینکه کمی بیش از حد او آرام به نظر می رسید!
2-آلبرت انیشتین بعنوان یک بچه مشکل صحبت کردن داشت(لکنت زبان)

یکی از عکسهای آلبرت انیشتین که از دانشگاه Hebrew University of Jerusalem بدست آمده است.
آلبرت در زمان کودکی اش به ندرت صحبت می کرد و موقعی هم که صحبت می کرد خیلی آرام بود!
در واقع او ابتدا همه جملات را در ذهنش می سنجید(و یا آنها را زیر لب تکرار میکرد)و تا موقعی که به درستی آنها مطمئن نمی شد آنها را به زبان نمی آورد.بر طبق گزارشات آلبرت این حالات را تا 9 سالگی داشت و پدر و مادر آلبرت از اینکه او عقب افتاده باشد می ترسیدند.
حکایت جالب زیر توسط مورخ علم- Otto Neugebauer- از زندگی آلبرت نقل شده است:
چون که آلبرت لکنت زبان داشت پدر و مادر او خیلی نگرانش بودند.سرانجام یک شب سر میز شام آلبرت سکوت را شکست و گفت:"سوپ خیلی داغ است"
پدر و مادر آلبرت که خیلی تسکین یافته بودند گفتند که چرا تابحال او یک کلام حرف نزده بود و آلبرت جواب داد:"چون تابحال همه چیز خوب خوده است!"
Thomas sowell در کتابش نوشته است که علارقم آلبرت صحبت کردن تعداد زیادی از مردم باهوش و نابغه نسبتاً دیر در زمان کودکی پیشرفت کرده اند.او این شرایط را "Einstein syndrome"
(علائم ناخوشی آلبرت) نامید.
3- نخستین جرقه های علاقه آلرت به علم و بخصوص فیزیک از توجه به یک قطب نما گرفته شد.
موقعی که آلبرت در سن 5سالگی در وضعیت بیماری روی تخت خواب در حال استراحت بود پدرش یک وسیله کوچک جذاب و ساده جیبی را به او نشان داد که باعث علاقه او به علم شد و آن یک قطب نما بود.
آنچه که آلبرت5 ساله را به این وسیله کوچک علاقه مند کرد این بود در هر حالتی که قطب نما به چرخش در می آمد عقربه(سوزن)آن همیشه در یک مسیر مشابه بود.او فکر میکرد که یک مقدار نیرو در یک فضای خالی فرضی که روی سوزن قطب نما اثر میکند باید وجود داشته باشد!
4- آلبرت انیشتین در امتحان ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی آلبرت برای ورود به مدرسه Swiss Federal Polytechnical یا ETH در خواست کرد.آلبرت ریاضیات و شاخه های فنی امتحان ورودی را پاس کرد اما در بقیه درسها مثل تاریخ،زبان،جغرافی و... رد شد!آلبرت مجبور شد به مدرسه فنی و حرفه ای برود هر چند سال بعد در این کالج پذیرفته شد.
5- آلبرت انیشتین یک بچه نامشروع داشت!
در دهه 1980 نامه های خصوصی آلبرت مورد خاصی از زندگی نابغه فیزیک را آشکار کرد.او یک دختر نامشروع از Mileya Maric که یکی از شاگردانش بود، داشت.(البته بعدا آلبرت با میلیا ازدواج کرد)
در اواخر ژانویه سال 1902، و یک سال قبل از ازدواجشان میلیا دختری به اسم Lieserl بدنیا آورد که آلبرت این دختر را هرگز ندید و سرنوشتش ناشناس باقی ماند.
البته در نامه های بدست امده از آلبرت به اسم Lieserl اشاره شده است؛دختری که طی یک فرایند سخت زایمان به دنیا آمد ولی اسم رسمی و واقعی این دختر هنوز نامعلوم باقی مانده است و حتی سرنوشت این دختر هم تاکنون نامعلوم بوده است!
Michele Zackheim در کتابش به نام"دختر انیشتین" نتیجه گرفته است که Lieserl روزهای ابتدائی عمر این دختر دارای مشکلات حاد جسمی بوده است تا جائی که آلبرت متقاعد شده بود که او (دخترش)جان خود را از دست داده است ولی بعداً با مطالعه نامه هائی که گفته شد، دریافت که در سپتامبر 1903 میلیا این دختر را بعنوان فرزند خوانده به دیگری سپرده است!
در یک نامه از آلبرت به میلیا در 19 سپتامبر 1903 نام Lieserl برای آخرین بار ذکر شد و از آن موقع تاکنون هیچ کس از این دختر هیچ چیز نمی داند.
6- آلبرت انیشتین از همسر اولش بیزار شد ولی به او پیشنهاد یک قرارداد عجیب را داد!
بعد از اینکه آلبرت با میلیا ازدواج کرد آنها صاحب دو فرزند پسر به نامها Hans و Eduard شدند.
موفقیت های آکادمیک آلبرت و مسافرتهای جهانی او باعث کم ارزش شدن همسرش در نظر او شد و برای مدتی آلبرت و همسرش سعی کردند مشکلاتشان را حل کنند و حتی آلبرت پیشنهاد یک قرارداد عجیب را به میلیا داد.
این قرارداد عجیب بین این دو زن و شوهر دارای مفادی بود که آلبرت فقط به شرط قبول آنها از طرف همسرش حاضر به ادامه زندگی با او بود،قراردادی که اتفاقا به امضای همسرش رسید هر چند آلبرت در نهایت از او جدا شد...

میلیا،همسر اول آلبرت انیشتین
و اما این شرایط عبارت بودند از:
الف:شما(آلبرت)مطمئن خواهید شد که:
1- لباس و رخت های شستنی تان در شرایط خوبی نگهداری خواهد شد
2- سه وعده غذائی را بطور منظم در اتاقتان دریافت خواهید کرد
3- اتاق خواب و مطالعه تان تمیز خواهد بود و مخصوصا میزتان که فقط برای استفاده شما(آلبرت)است.
ب: من هم از همه ارتباط شخصی با شما دست خواهم کشید تا موقعی که تنها به دلایل اجتماعی اجتناب ناپذیر باشد
ج:در صورتی که شما درخواست کردید من حتی از صحبت کردن با شما خودداری خواهم کرد!
*میلیا(همسر آلبرت)همه این شرایط را قبول کرد!
آلبرت برای همسرش دوباره نوشت تا مطمئن باشد که او همه مفاد را اجرا خواهد کرد و آلبرت هم بعنوان مثال متعهد شد که:
من(آلبرت)به تو اطمینان میدهم که در مورد رفتار درست یک زن به تو به عنوان یک زن غریبه (و نه همسر!!!)رفتار خواهم کرد.
7- آلبرت انیشتین با پسر بزرگش سازگار نبود

هنس،پسر بزرگ آلبرت انیشتین
بعد از طلاق،رابطه آلبرت با پسر بزرگش- Hans- بد شد.دلیل اصلی این امر مخالفت پسر بزرگ آلبرت با پدرش در مورد جدائی از مادرش بود.این اختلافات موقعی فزونی یافت که هنس خواست با دختری بزرگتر از خودش که اتفاقاً از نظر ظاهری زیاد هم جذاب نبود ازدواج کند.آلبرت با ازدواج پسرش با این دختر که Frieda Knecht نام داشت شدیداً مخالف بود.در هر صورت هنس با این دختر در سن 23 سالگی ازدواج کرد و همین امر باعث جدائی پسر و پدر از همدیگر شد و Hans به ایالات متحده مهاجرت کرد و در نهایت موفق شد مدرک پرفسوری مهندسی هیدرولیک خود را از دانشگاه UC Berkeley دریافت کند.
حتی در ایالات متحده هم پدر و پسر از همدیگر جدا بودند و در نهایت موقعی که آلبرت از دنیا رفت ارث کمی را برای هنس به جا گذاشت.
برای کسب اطلاعات بیشتر از هنس آلبرت انیشتین اینجا را کلیک کنید
8- آلبرت انیشتین مرد زنها بود!

آلبرت انیشتین همراه با همسر دوم خود(Elsa)
بعد از اینکه آلبرت از میلیا جدا شد،بلافاصله با دختر یکی از اقوام نزدیک خود به اسم Elsa Lowenthal ازدواج کرد.البته در ابتدا آلبرت قصد داشت با دختر Elsa که حاصل ازدواج اول "السا" بود و 18 سال از آلبرت کوچکتر بود ازدواج کرد که Elsa با این امر شدیدا مخالفت کرد؛به هر حال نهایتا آلبرت با "السا" ازدواج کرد.
بر خلاف "میلیا" نگرانی اصلی "السا" این بود که از شوهر مشهورش نگهداری کند!!
در یک سری از نامه ها که توسط دانشگاه Hebrew در Jerusalem منتشر شد، ذکر شده است که آلبرت انیشتین با 6 زن که اوقات خود را با آنها گذرانده بود! در نهایت با "السا" ازدواج کرد.
9- آلبرت انیشتین،صلح طلب جنگ!، به FDR اصرار کرد که بمب اتمی را بسازد!

در این عکس آلبرت انیشتین به همراه Szilárd را مشاهده می کنید که در حال امضای نامه ای هستند خطاب به روزولت برای پیشنهاد به توسعه بمب اتمی ایالات متحده نوشته شده است.
در سال 1939 Leo Szilard فیزیکدان پس از اطلاع از شورش نازی های آلمان آلبرت را متقاعد کرد که با نوشتن نامه ای به
Franklin Delano Roosvelt(FDR او را نسبت به نازی های آلمان هشدار دهد و اینکه نازی های در حال پیشرفت دادن به بمب های اتمی خود هستند و به آمریکا هم اصرار کرد که بمب های اتمی خود را گسترش دهد.
نامه Szilard و آلبرت اغلب بعنوان یکی از دلایلی ذکر می شود که پروژه مرموز منهتن به منظور پیشرفت پروژه بمبهای اتمی آمریکا توسط روزولت شروع بکار کرد.
اگر چه بعدا آشکار شد که بمباران کردن Pearl Harbor در سال 1941 شاید بیشتر موثر واقع شد تا نامه ای که آلبرت به منظور تحریک دولت وقت آمریکا برای گسترش بمبهای اتمی خود بکار برد.
جالب است بدانید ارتش آمریکا به هیچ عنوان از آلبرت انیشتین برای کمک به این پروژه دعوت نکرد هرچند آلبرت انیشتین بسیار باهوش بود ولی ارتش عقیده داشت که آلبرت یک ریسک امنیتی برای این پروژه است!
10- قصه مغز آلبرت انیشتین:
بعد از مرگ آلبرت در سال 1955، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد."هاروی" مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.

عکسی از مغز آلبرت انیشتین
چند سال بعد،"هاروی" از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد.یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley بود و او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهائی از مغزش که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.
در مطالعه ای دیگر، Sandra Witelson از دانشگاه MC Master فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylyian نامیده می شود.
"ویتلسون" مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
نتایج مطالعه دیگری نشان می داد که مغز آلبرت آن آویختگی جداری زیرین که اغلب درگیر توانائیهای ریاضیات هست را بزرگتر از انسانهای معمولی دارا بود..
کارت پستال های عاشقانه بسیار زیبا
ینک مستقیم سرور اول سرور دوم سرور سوم
لینک غیر مستقیم Deposit Files Rapidshare Megaupload
|
موزیک ویدئوی جدید و بسیار زیبای لیلا فروهر به نام خیلی سخته
(با سه کیفیت متفاوت + فرمت 3GP)
ا کیفیت بالا [Megaupload] [Rapidshare] [16MB]
دانلود از Rapidshare : بعد از کلیک بر روی لینک در صفحه جدید بر روی گزینه Free کلیک کرده و صبر کنید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد
دانلود از Megaupload : بعد از کلیک بر روی لینک در کادر مشخص شده حروف داده شده را نوشته و دکمه Download رو بزنید و در صفحه بعد در وسط صفحه منتظر بمانید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد.با قابلیت Resume.مانند دو عکس زیر:
عکس مرحله اول - عکس مرحله دوم
آهنگ جدید fun و فوق العاده شاد از SaT30 ft PhanToM بنام پسرا شیرن که diss دختراست پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنین (پخش اختصاصی)
Save target as
موزیک ویدئوی جدید و بسیار زیبای Rihanna به نام Distrubia Live MTV WMA 2008
(با سه کیفیت متفاوت + فرمت 3GP)
ا کیفیت بالا [Rapidshare] [Deposit Files] [24MB]
دانلود از Rapidshare : بعد از کلیک بر روی لینک در صفحه جدید بر روی گزینه Free کلیک کرده و صبر کنید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد
دانلود از Deposit Files : بعد از کلیک بر روی لینک روی Free Downloading لیک کنید و منتظر بمانید تا دکمه Download Here ظاهر شود.با قابلیت Resume
والپیپر های فوق العاده زیبا برای صفحه دسکتاپ
ینک مستقیم سرور اول سرور دوم سرور سوم
لینک غیر مستقیم Deposit Files Rapidshare Megaupload
------------------
کیفیت 128
----------------------
save target as
server 2
لینک مستقیم :
آهنگ با کیفیت 128 MP3
آهنگ با کیفیت 64 OGG
آهنگ با کیفیت 20 WMA
لینک غیر مستقیم : Rapidshare
لینک مستقیم :
آهنگ با کیفیت 128 MP3
آهنگ با کیفیت 64 OGG
آهنگ با کیفیت 20 WMA
لینک غیر مستقیم : Rapidshare
لینک مستقیم :
آهنگ با کیفیت 128 MP3
آهنگ با کیفیت 64 OGG
آهنگ با کیفیت 20 WMA
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای سعید شهروز به نام بی خوابی
(با دو کیفیت متفاوت)
آلبوم خوبیه!
توجه : این آلبوم صرفا جهت معرفی اثر برای دانلود گذاشته شده است . لطفا برای حمایت از صاحب اثر , این محصول را از فروشگاهای محصولات فرهنگی به صورت مجاز تهیه نمایید .
انلود از Rapidshare : بعد از کلیک بر روی لینک در صفحه جدید بر روی گزینه Free کلیک کرده و صبر کنید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد
با کیفیت MP3 128 دانلود یکجا [Rapidshare]
Koucheh Haye Khatereh - Multi Mix
ا کیفیت OGG دانلود یکجا [Rapidshare]
Koucheh Haye Khatereh - Multi Mix
-------------------------------------------
سرور دوم از یه سایت دیگه! لینک های کمکی:
آهنگ با کیفیت MP3 192
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ RapidShare
Harfaamo Baavar Kon
Mibakhshamet
To Baayaad Jaaye Man Bashi
Tabeidi
Nafas
Zakhmeh
Chand Saal Az Emshab Begzareh
Ma Aashegh Ham Boodim
To Ham Basoz - Lori
Koocheh Haaye Khaatereh - Multi Mix
آهنگ با کیفیت MP3 128
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ RapidShare
Harfaamo Baavar Kon
Mibakhshamet
To Baayaad Jaaye Man Bashi
Tabeidi
Nafas
Zakhmeh
Chand Saal Az Emshab Begzareh
Ma Aashegh Ham Boodim
To Ham Basoz - Lori
Koocheh Haaye Khaatereh - Multi Mix
آهنگ با کیفیت OGG 64
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ RapidShare
Harfaamo Baavar Kon
Mibakhshamet
To Baayaad Jaaye Man Bashi
Tabeidi
Nafas
Zakhmeh
Chand Saal Az Emshab Begzareh
Ma Aashegh Ham Boodim
To Ham Basoz - Lori
Koocheh Haaye Khaatereh - Multi Mix
آهنگ با کیفیت WMA 20
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ RapidShare
Harfamo Bavar Kon
Mibakhshamet
To Baayaad Jaaye Man Bashi
Tabeidi
Nafas
Zakhmeh
Chand Saal Az Emshab Begzareh
Ma Aashegh Ham Boodim
To Ham Basoz - Lori
Koocheh Haaye Khaatereh - Multi Mix
آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد ماهان و بهرام شفیعی به نام لعنت
(با دو کیفیت متفاوت)
باحالههههههههههه!
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای مجید خراط ها به نام خاکم نکنید
(با دو کیفیت متفاوت)
باحالههههههههههه!
برای دیدن عکس در اندازه اصلی اینجا کیلیک کنید
لینک مستقیم :
آهنگ با کیفیت 128 MP3
آهنگ با کیفیت 64 OGG
آهنگ با کیفیت 20 WMA
لینک غیر مستقیم : Rapidshare
لینک های کمکی:
موزیک ویدئوی جدید و فوق العاده زیبای Sarah Connor به نام Under My Skin (اجرای زنده)
(با سه کیفیت متفاوت + فرمت 3GP)
ا کیفیت بالا [Rapidshare] [Megaupload] [17MB] [لینک مستقیم]
دانلود از Rapidshare : بعد از کلیک بر روی لینک در صفحه جدید بر روی گزینه Free کلیک کرده و صبر کنید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد
دانلود از Megaupload : بعد از کلیک بر روی لینک در کادر مشخص شده حروف داده شده را نوشته و دکمه Download رو بزنید و در صفحه بعد در وسط صفحه منتظر بمانید تا ثانیه شمار به عدد صفر برسد.با قابلیت Resume.مانند دو عکس زیر:
عکس مرحله اول - عکس مرحله دوم
۱- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!
۲- وای الهام جون نبودی امروز من و اون پسره قرار داشتیم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم .
۳- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .
۴- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم؟
۵- دیروز که با دوست پسرم قرار داشتیم میخواست با من کارهای بد بد کنه ولی من جلوشو گرفتم . طفلکی خیلی ناراحت شد . حالا میترسم که نکنه بره یه دوست دختر دیگه بگیره .
۶- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده .
۷- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه .
۸- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم .
بازی استراتژیکی و سرگرم کننده THE SETTLERS به سبک بازی قلعه در کامپیوتر که برای گوشی های موبایل با فرمت جاوا در اختیار شما قرار گرفته است.

قابل نصب بر روی گوشی های :
با اندازه تصویر 128×160 - 176×220 - 240×320 - 128×128
فرمت: جاوا
دانلود با حجم 1350 kb
پسورد: biainja.wordpress.com
طرح سؤال ، دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود. البته مهم این است که به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصویری از طرف مقابل در ذهن دیگری می سازد. هرچه پاسخ ها واقعی تر و صادقانه تر باشند تصویری هم که ساخته می شود صحیح تر خواهد بود. این امر کمک می کند تا زن و مرد راه بهتری را در زندگی پیدا کنند، این راه می تواند به ازدواج و یا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسیدن به هر یک از این راه ها در صورتی که عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است. البته باید در نظر داشت که هیچ پاسخی درست یا اشتباه نیست.
هدف از طرح پرسش، این است که متوجه شوید در شرایط خاص مورد نظر، چه رفتاری دارید و درباره گذشته و آینده چگونه فکر می کنید. برای خشنود کردن نامزدتان پاسخ هایتان را تغییر ندهید و از پاسخ های زیرکانه ای که بیانگر حقیقت نیستند خودداری کنید. پاسخ های غیرواقعی به منظور پیشگیری از جر و بحث، به نفع هیچ کس نیست.
بهتر است به جای نامزدتان هم پاسخ ندهید و عقیده خاص خود را بیان کنید .مثلاً : اگر از شما می پرسند آیا بچه می خواهی یا نه؟ پاسخ ندهید که نامزدم بچه نمی خواهد.
- سعی کنید خصوصیات و خواسته های خود را کشف کنید. وقتی درباره خودتان به این شناخت دست یافتید، می توانید تصمیم بگیرید که آیا نامزدتان می تواند در رسیدن به خواسته هایتان شریک زندگیتان باشد یا نه.
- پاسخ هایتان باید روشن کند که شما در زندگی مشترک چه انتظاراتی از همدیگر دارید، در ضمن با این پاسخ ها می توانید اولویت ها و رفتارهایی را که حاضر به ترک آن نیستید، نشان دهید. اگر در خانه شلخته هستید و نمی توانید خود را تغییر دهید، بهتر است تا نامزدتان از این خصوصیت شما آگاهی داشته باشد.
- به پاسخ های یکدیگر گوش کنید، اما دخالت نکنید، این تمرین ها برای آن است که درباره همدیگر بیشتر بدانید نه این که همدیگر را تغییر دهید. بهتر است فکر کنید آیا می توانید با نامزدتان همین گونه که هست و بی آن که توقع داشته باشید که تغییر کند، زندگی مشترک تشکیل بدهید؟
یکسان بودن پاسخ ها و پرسش های مطرح شده، کلید خوشبختی در زندگی زناشویی نیست، بلکه برخورد شما با تفاوت ها تعیین کننده است. وقتی شما و نامزدتان در پاسخ به یک پرسش اختلاف عقیده دارید، راهنمایی های پیشنهادی «در شیوه گفتگو درباره تفاوت ها» را به کار بگیرید، زیرا به شما کمک می کند تا اختلاف هایتان را به تدریج حل کنید، وقتی دستتان را برای نامزدتان رو می کنید، آسوده می شود. به او می گویید: «ظاهر و باطن، من این هستم.» خودتان را صادقانه آشکار می کنید، باری از روی دوش خود برمی دارید و به اصطلاح توپ را در زمین بازی نامزدتان می اندازید و به او این امکان را می دهید که بدون هیچ فرض نادرستی تصمیم بگیرد و شما را بپذیرد.
اما وقتی نظر او برای شما قابل قبول نیست چه باید بکنید؟ اگر با پاسخ های نامزدتان موافق نباشید، چه خواهد شد؟ پی بردن به تفاوت ها به معنای اعلام ختم رابطه نیست، هرگز عدم اختلاف نظر، راز موفقیت زندگی مشترک به حساب نمی آید، اختلاف نظر با نامزدتان، فرصتی است تا مهارت های «مدیریت تفاوت ها» را بیاموزید. توجه داشته باشید: مدیریت تفاوت ها و نه مدیریت حل اختلاف . زیرا لزومی ندارد که گفتگو درباره تفاوت ها به اختلاف منجر شود.
طبیعی است که از دست نامزدتان عصبانی و دچار سردرگمی و سرخوردگی بشوید، احتمالاً از دست دوستتان، رئیس و حتی همسایه تان هم دچار همین حالات می شوید. اما با کمی تلاش می توان دیدگاه های متفاوت را بدون این که به مشاجره ختم شود به هم نزدیک کرد، مگر آن که به شدت ستیزه جو باشید.
گذشته شما
توجه به گذشته خود و تأثیر آن بر شکل گیری شخصیت شما و خواسته هایتان در زندگی، نخستین گام های آمادگی برای ازدواج است. اگر باز هم از این مطالب دوست دارید میتوانید
اقدام کنید.معمولاً زندگی پدر و مادرها سرمشق زندگی ما می شود و اگر از این سرمشق خوشمان بیاید، کم و بیش می دانیم که شریک زندگیمان باید چه خصوصیاتی داشته باشد، اما اگر همان طور که بزرگتر می شویم، از رابطه پدر و مادرمان خوشمان نیاید، می توانیم آن را با الگوی مد نظرمان عوض کنیم.
بهدقت به روابط افرادی که شما و نامزدتان در کنار آنها بزرگ شده اید، توجه کنید. ویژگی هایی را که موجب ایجاد روابطی استوار و شاد شده و آنها که سبب تلخی زندگی شدهاند به یاد بیاورید، مشخص کنید چه نگرش ها و رفتاری روابط این افراد را تیره و تارمی کند. از اشتباهات و موفقیت های دیگران بیاموزید. اما توجه داشته باشید که خودتانرا با آنها مقایسه و یا تشبیه نکنید. تصمیم بگیرید تجربیات مثبت را به کار ببندید واز رفتارهای منفی دوری کنید.
اگر از موهبت داشتن پدر و مادری خوشبخت برخوردار هستید، این شانس را دارید که بفهمید
به چه عواملی نیاز دارد. تک تک پرسش ها را با صدای بلند برای نامزدتان بخوانید و هریک جداگانه بی آنکه حرف یکدیگر را قطع کنید به آنها پاسخ دهید، سپس در این باره صحبت کنید که آیا پاسخ هایتان بر زندگی مشترکتان تأثیر خواهند گذاشت یا نه و تأثیرش چگونه است.
1 - به عقیده شما چه عاملی پدر و مادرتان را در کنار هم نگه داشته است؟
2 - دوست دارید چه ویژگی هایی از زندگی پدر و مادرتان در زندگی شما هم وجود داشته باشد؟
3 - از چه ویژگی های زندگی پدر و مادرتان خوشتان نمی آید؟
4 - پدرتان چه رفتاری با مادرتان داشت؟ مادرتان چه رفتاری با پدرتان داشت؟
5 - آیا شما و نامزدتان می خواهید که همان رفتار پدر و مادرهایتان را نسبت به همدیگر داشته باشید؟
و …